پوشاک

پوشاک را می‏توان بارزترین مشخصه‏‏ ی فرهنگی یک قوم محسوب کرد. طرز پوشش افراد جامعه تحت تاثیر عواملی همچون زیرساخت‏های اقتصادی و شرایط جغرافیایی و آب و هوایی و از همه مهمتر هنجارهای تعریف شده از سوی آنها، شکل می‏گیرد (Dünyamalıyeva ، ۲۰۰۲: ۲۶). پوشاک، چگونگی آراستن و تزئین آن، شیوه‏ های متنوع گلدوزی، بافت و دوخت آن، ما را در شناخت تاریخی، قومی و هنری متعلق به یک قوم یاری می‏کند.
نوع پوشش بیانگر فرهنگ و جهان بینی انسان است و تغییر لباس همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است. در طی تاریخ، لباس حداقل پاسخگوی سه نیاز اساسی انسان بوده است: ۱) محافظت در برابر سرما، گرما، برف و باران، ۲) حفظ عفت و حجاب، و ۳) تفویض آراستگی و زیبایی به او. لباس انسان در وهله‏ ی اول تابع فرهنگ جامعه‏ اوست و سپس تابع سلیقه‏ شخصی او. تحولات پوشاک در طی اعصار تحت تأثیر عواملی همچون آب و هوا، کار و حِرَف، جنگ، عوامل اقتصادی و عوامل فرهنگی و اجتماعی تغییر یافته و به شکل امروزین آن در آمده است (محمدزاده ماکوئی، ۱۳۸۶: ۱۲-۱).
به طور کلی در آذربایجان، چه در سرزمین‏های شمالی و چه در ایران، جامه‏ ی سنتی همان شکلی را که در اواخر قرن ۱۹ میلادی داشته، حفظ کرده است. از قرن بیستم به بعد، لباس آذربایجانی در شهرها کاربرد خود را از دست داده و حالت مدرنیته به خود گرفته است، ولی عموماً در مناطق عشایری و روستایی به مانند سابق کارکرد خود را حفظ کرده است.
پوشاک امروز مردم آذربایجان در ایران با تغییر کلی مخصوصاً در پوشش مردان همراه بوده است. پوشیدن کت و شلوار، پیراهن، کفش و پالتو عمومیت یافته است و ظاهر شدن در انظار عمومی بدون کلاه ناپسند شمرده نمی‏شود. پوشش زنان شهری نیز در مقایسه با قدیم تفاوت‏هایی دارد ولی اصل پوشش رعایت می‏شود. پوشش زنان امروزی را پیراهنی که غالباً تا زانو می‏رسد (مانتو)، یا بلوز و شلوار، کت و دامن و جوراب و پالتو در طرح‏ها و رنگ‏های متنوع تشکیل می‏دهد. روسری، شال یا مقنعه جزو سرپوش زنان محسوب می‏شوند. برخی از زنان در خارج از منزل چادر مشکی و معدودی چادر رنگی بر سر می‏کنند. این در حالی است که لباس محلی زنان ایل‏های مشهور آذربایجان در ایران همچون شاهسون و ارسباران کاربرد خود را حفظ کرده است. این پوشاک عبارت است از پیراهن بلند، دامن چین‏دار بلند (شَلته) و چارقَد (روسری بزرگ). رنگ‏های به کار رفته اغلب رنگ‏های روشن در طرح‏هایی گلدار می‏باشند (تصویر۱).

تصویر۱: لباس زنان- باکو- قرن ۱۹ میلادی

لباس سنتی و ملی زنان آذربایجان شامل پیراهن آستین گشادی بود به نام کؤینک که شانه‏ هایش دوخت راسته داشته و درز سینه با سگکی بسته می‏شد. این پیراهن روی تن‏پوش زیرین گشادی که به زمین می‏رسید، پوشیده می‏شد. تن‏پوش زیرین یا زیرشلواری‏های بسیار گشادی بود (تومان، جؤت تومان) که از شش لایه پارچه تشکیل شده و همچون دامنی بود که با یک خشتک جدا، و با بندی کشی، جمع می‏شد؛ و یا آنکه از زیرشلواری‏های بسیار تنگ‏تری که دوخت راسته داشت، تشکیل می شد. لباس‏های زیرین «تومان-کؤینک» نامیده می ‏شدند. از روی این زیرشلواری‏ها یک یا چند دامن گشاد با دوخت و بلندی یکسان پوشیده می شد. ممکن بود چهار یا پنج زیردامنی (آرا تومان) پوشیده شود. پوشاک معمولی با نیم‏تنه‏ ای که در شانه‏ ها با درزهایی صاف و مضاعف دوخته می‏شد، تکمیل می‏گشت. آستین‏ها که تنها قسمت فوقانی آنها به حلقه‏ آستین متصل بود، پشت بازوها مانند وصله‏ های آزاد تا مچ‏ها آویزان می‏ شد که گاه دگمه ‏دار بودند. این آستین‏ها به صورتی بیلچه شکل بر روی دست‏ها کشیده شده و آنها را می پوشاندند (اَلجَک). پهلوهای نیم ‏تنه عموماً به گونه ‏ای برش می‏خوردند که درز پهنی در سینه برای نمایان کردن پیراهن ایجاد شود. در بیشتر موارد، دامن کوتاه، چین‏دار یا پلیسه بود. مدل‏های دیگر به «دُن» معروف بودند. گاهی نیم‏تنه (آرخالیق) و دامن رویی دارای زربفتی هماهنگ، و مابقیِ البسه در رنگهای متضاد با آنها بودند(تصویر۲). مخمل برش خورده (گوللو مَخمَر)، پارچه‏ های زرکش(زرخره) و پارچه‏ های جناغی پشمی راه راه (تیرمه)، نشانه‏ تن پوش‏های مرغوبتر بود که همگی با نوارهای تزیینی بافته و اغلب با توری‏های طلا و نقره(زنجیره، شاه پسند) در آستین‏ها تزیین می‏شدند.

تصویر۲: آرخالیق زنانه- باکو- قرن ۱۸

در مقایسه با لباس زنان، لباس های مردان که سابق پوشیده میشد، نسبتاً متحدالشکل بود. یک پیراهن از جنس چلوار یا نوعی پنبه‏ دیگر با یقه‏ راست کوتاه و شانه‏ های راسته که یا در قسمت جلو باز بود یا اینکه به سمت راست آمده و دگمه می‏شد و «کؤینَک» نام داشت. شلوارها از پارچه‏ پشمی بود که در ناحیه‏ کمر و نشیمن‏ گاه، نسبتاً به طور گشاد دوخته شده و در پاها تنگ می‏شد. منگوله ‏هایی تزیینی روی کمری کشی وجود داشت. این شلوارها از روی زیرشلواری‏های دیگر به اسم «شالوار» یا «دیزلیک» پوشیده می‏شد. از روی پیراهن، تونیکی (آرخالیق) که از گلو تا کمرگاه دگمه می‏شد و دارای یقه‏ ای صاف و کوچک و آستین‏هایی کاملاً بلند و در سرشانه ها تکه‏ دوزی بود، می‏پوشیدند. دامن‏های کلوش و لَختی که در کمر چین می‏خورد زیر آن قرار می‏گرفت. جنس کؤینک از ماهوت، کشمیر، ساتن یا نخ می‏توانست باشد. «چوخا» با دامنی بلند تا زانو، از ماهوت ضخیم‏تر دوخته می شد (تصویر ۳). «وَزنه لی چوخا» دارای مجموعه‏ ای از هشت جافشنگی در روی هر سینه بود (تصویر ۴). در زمستان می‏توانستند پالتوی پوست گوسفند ساده (کورک) با تویی پشمی بلندی در آن که در یقه دگمه می‏شد، بپوشند (تصویر ۵). کلاه مشکی استوانه‏ ای از پوست گوسفند (پاپاق) از روی عرقچین بر سر می گذاشتند (تصویر ۶). کلاه در قرن نوزدهم شکل بلند قاجاری داشت. بالاپوش رویی با کمربند چرمی نقره کاری شده (قِییش) بسته می‏ شد.

تصویر۳: لباس مردان- شوشا- قرن ۱۹

تصویر ۴: لباس مردان/ وزنه لی چوخا- شوشا- قرن ۱۹

تصویر۵: کورک- شکی- قرن ۱۹

تصویر۶: عرقچین- نخجوان- قرن ۱۹

جوراب یا «جُراب» مانند جوراب‏های زنانه بود که در شهرها، با کفش‏هایی ساخته شده از چرم خام موکاسین (چاریق) همراه با شبکه‏ ای توری از حلقه‏ های تابیده روی پاها پوشیده می‏شد (تصویر ۷)، و یا با نعلین‏ هایی ساده (باشماق) که پنجه‏ هایش کاملاً به بالا برمی‏گشت، پوشیده می‏ شد (تصویر ۸).

تصویر۷: جوراب- شوشا- قرن ۱۹

تصویر۸: باشماق- شوشا- قرن ۱۹

زیورآلات زنان شامل انواع مختلف کمربندها (کَمَر)، انگشتری‏ها (اوزوک)، گردنبندهایی از مروارید ریز، و زنجیرهای طلایی با یک آویز هلالی بزرگ، آراسته به یک ستاره، یا یک آویز برجسته‏ مرکزی مزین به چهار مدال کناری و متصل به هم می‏شد. طرح اغلب گوشواره‏ ها (سیرغا) نیز هلال و ستاره بود. می‏توان گفت که روسری‏ ها و زیورآلات به همراه دامن‏های چین‏دار ماندگارترین نوع پوشش تغییر نیافته که هنوز در برخی روستاها پوشیده می‏شوند، هستند (اندروز، ۱۳۸۲: ۳۲۳-۳۱۲).

منابع:

محمدزاده ماکوئی، صفورا. ۱۳۸۶٫ سیر تحول پوشاک و زیورآلات در آذربایجان. خوی: قراقوش.

اندروز، پی. اِی. و اِم اندروز. ۱۳۸۲٫ لباس کردها و ترک ها در آذربایجان. پوشاک در ایران زمین. ترجمه‏ ی پیمان متین. چاپ چهارم. تهران: امیرکبیر. ۳۲۳-۳۱۲٫

Dünyamalıyeva, Sabirə Sefi qızı. ۲۰۰۲٫ Azərbaycan Geyim Mədəniyyəti Tarixi. Bakı: Elm.pdf