پیشینه تاریخی آذربایجان

کاوش‌های باستان شناسی نشان از زندگی انسان در این سرزمین در دوران پارینه سنگی دارد اما اطلاعات کافی درباره‌ی ساکنان سرزمین ماد در این عصر بدست نیامده است. تا کنون نیز آثار قابل اعتمادی از عصر نوسنگی در خاک ماد دیده نشده است. اما به استناد مدارک باستان شناسی و حفاری‌ها، زندگی در دوره‌ی مس در سرزمین ماد وجود داشته است. قدیمی‌ترین لایه‌های گوی تپه در نزدیک ارومیه مربوط به دوره‌ی پایان هزاره‌ چهارم و اوایل هزاره‌ سوم قبل از میلاد می‌شود و بدین ترتیب می‌توان تمدن عصر مس در سرزمین ماد را سه تا دوهزار سال قبل از میلاد دانست. در اوایل هزاره‌ی نخست پیش از میلاد، سه کانون نژادی در آذربایجان و سرزمین‌های همجوار در این دوره زندگی می‌کرده‌اند: ۱٫ اقوام بومی که آسیانی نامیده می‌شدند. ۲٫ مردم سامی‌نژاد که به دلیل جنگ آشوریان به این منطقه کوچ کرده بودند. ۳٫ اقوام آریایی بخصوص مادی‌ها که به این منطقه آمده بودند. طوایف ساکن آذربایجان و اراضی همجوار آن در جریان رشد نیروهای تولیدی و تکوین طبقات، در ترکیب اتحادیه‌های طایفه‌ای متحد می‌شدند. نخستین دولت‌هایی که از همین اتحادیه‌ها در آذربایجان فرا روییدند عبارت بودند از دولت اورارتو، ماننا، ماد و آشور.
در طی حدود دو قرن و نیم تا سقوط هخامنشیان و ادامه‌ی مهاجرت ایلات مادی‌تبار به این سرزمین، عناصر مادی با سرعت بیشتری با طوایف محلی در هم آمیخته می‌شوند.پس از فتح قلمرو هخامنشیان توسط اسکندر، مرگ زودرس او، حکومت سلوکیان تشکیل شد. حکومت سلوکیان نتوانست بر ماد کوچک و آتروپات مسلط شود و این خطه توانست با چنگ و دندان از استقلال خود محافظت کند و تا حدی به پایگاه فرهنگ ایرانی و مزدایی تبدیل شود. تاریخ آتورپاتکان از سده‌ی اول قبل از میلاد مسیح تحت تاثیر مناسبات دولت اشکانی با امپراتوری روم قرار گرفت. خودمختاری آتوروپاتکان در دوران طولانی فرمانروایی اشکانیان نیز ادامه داشته و طبق مستندات تاریخی این منطقه پادشاهانی مستقل از دولت اشکانی برای خود داشتند.
در سراسر دوران فرمانروایی ساسانی، آذربایجان جزو قلمرو آن بوده و یکی از کانون‌های پرتحرک فعالیت‌ها مختلف اجتماعی-اقتصادی و سیاسی و نظامی به شمار می‌رفت. در دوران خسرو پرویز، به دلیل وجود آتشکده‌ی آذرگشتسب و نفوذ موبدان و مغان آذربایگان، این سامان از موقعیت خاصی برخوردار بود به گونه‌ای که قبل از پادشاهی خسرو پرویز و در جریان جنگ‌های داخلی، خسرو پرویز به این دیار پناهنده شده بود.
جنبش مزدکی به عنوان بزرگ‌ترین شورش تهیدستان شهری و کشاورزی است که در سال‌های ۴۹۴ تا ۵۲۹ قبل از میلاد مسیح رخ داده است. آذربایجان در زمان این جنبش از کانون‌های گرم فعالیت مزدکیان بود و حتی پس از سرکوبی نیز یکی از پناهگاه‌های مهم آن‌ها شد بسیاری از نجات‌یافتگان از قتل‌عام به این سرزمین روی آوردند. پس از شکست ساسانیان و فتح آذربایجان، مزدکیان در آذربایجان حضور داشتند برخی از دژهای خود را در مناطق آذربایجان، مخصوصا در قره‌داغ و دامنه‌های سبلان و طالش حفظ کردند. مزدکیان پس از اسلام خرمدینان نامیده شده‌اند.

 

فهرست منابع:
بهمنش راد، جواد. ۱۳۸۹٫ در جستجوی هویت شهری تبریز. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
رئیس ‏نیا، رحیم. ۱۳۷۹٫ آذربایجان در سیر تاریخ ایران. سه جلدی. تهران: انتشارات مبنا.
سردارنیا، صمد. ۱۳۸۶٫ سیری در تاریخ آذربایجان. تبریز: انتشارات اختر.
کارنگ، عبدالعلی. ۱۳۷۴٫ آثار باستانی آذربایجان: آثار و ابنیه‏ی تبریز. جلد اول. تهران: انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
نیکنام لاله، ایوب؛ ذوقی، فریبرز. ۱۳۸۹٫ تبریز در گذر تاریخ. چاپ دوم، تبریز: انتشارات یاران.
مینورسکی، ولادیمیر فئودوروویچ. ۱۳۹۴٫ تاریخ تبریز. تبریز: آیدین.
رهنمای شهسواری، ناصر. ۱۳۸۷٫ تبریز شهر کهن تاریخ. تبریز: ناصر رهنمای شهسواری.