تاریخ تبریز

  • پیدایش

تبریز یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. تبریز در طول تاریخ خود با فراز و فرودهای بسیاری روبه‌رو بوده‌است. تاریخ این شهر، اشغال توسط بیگانگان و حوادث جانکاه طبیعی از جمله زمین‌لرزه‌های مهلک را تجربه کرده‌است. تاریخ اولیه شهر تبریز هنوز بدرستی معلوم نشده‌است و بحث‌های زیادی در این باره مطرح است. برخی تاریخ شناسان ادعا کرده‌اند که بهشت عدن در محل فعلی شهر تبریز بنا شده بود. بسیاری از جهانگردان اروپایی، تبریز را همان “اکباتان قدیم” پنداشته‏ اند. “تاورنیه” می‏گوید: “عقیده من این است که تبریز همان اکباتان قدیم، پایتخت مادهاست.” این نظریه توسط جهانگردانی نظیر “لابو لای لوگوز”، “گاسپار دروویل” و “موله” نیز تائید می‏شود. در کشور ما، آقای “سید اسماعیل وکیلی” ، قله‏ “اخی سعدالدین” را که ” ولیان کوه” یا “بیلانکوه” نامیده می‏شود جای شهر اکباتان می‏داند و برای اثبات صحت ادعای خود به تطابق وضع تپه‏ مذکور با وضع طبیعی و جغرافیایی تپه‏ ای که هرودوت در کتاب تاریخ خود ذکر کرده اشاره می‏نماید.گروهی دیگر از جمله “کینز” انگلیسی که در اوایل قرن نوزدهم به ایران آمده است و همچنین “اعتمادالسلطنه”، تبریز را “کازا” یا “گنزک” و یا “گنجگ باستان” شمرده‏ اند ولی برخی محققان همچون “نولدو راولینس” این نظر را رد می‏کنند (رهنمای شهسوار، ۱۳۸۷: ۱۸-۱۹).

  • وجه تسمیه

قدیمی‏ترین ذکر نام تبریز در کتیبه‏ سارگن دوم پادشاه آشور (۷۰۵- ۷۳۲۳ میلادی) می‏باشد که در آن از تصرف شهری به نام «تارویی» با «دژ مضاعف» یاد می‏شود و نشانه‏ های بسیاری موید تطبیق آن با موقعیت کنونی تبریز است. اولین اشاره‏ دقیق و مستند به این شهر، مربوط به زمان سلسله‏ روادیان است که در آن ذکر شده در زمان خلافت متوکل عباسی، «رواد ازدی» از اهالی یمن در آذربایجان به حکمرانی پرداخت و در زمان او و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر را بارو کشیدند. نام این شهر از حدود قرن سوم و چهارم میلادی در متون ارمنی به صورت «تاوریژ» یا «داورژ» به چشم می‏خورد و بانی آن را «خسرو ارشاکی» و علت بنای آن را قصد انتقام از اردشیر نخستین پادشاه ساسانی دانسته‏ اند (مینورسکی، ۱۳۹۴: ۳۶). طبق این ریشه ‏یابی عامیانه، اصل کلمه «داورژ» را از «دا-ئی-ورژ» «Da-I-verg» گرفته‏ اند که به معنی «این برای انتقام» است. در ریشه ‏یابی عامیانه‏ ایرانی آن را به معنی «تب-ریز» یا «از بین برنده‏ تب» دانسته اند ولی این دو توجیه لغوی نیز هیچ کدام درست نمیتواند باشد زیرا هر دو توجیه بر اساس و با معیار و ملاک زبان جدید فارسی بوجود آمده است. شاردن در سفرنامه‏ اش اشاره می‏کند: «من در سراسر روی زمین شهری نمی‏شناسم که درباره‏ وجه تسمیه و تاریخ و چگونگی بنای آن میان محققان این قدر اختلاف در میان باشد. تبریز کلمه‏ ای فارسی است و این نام را در سال ۱۶۵ هجری بر این شهر نهاده اند.» در کتاب‏ها از این شهر به «تبرمیس»، «تابپس»، «گابریس»، «گازا»، «قازا»، «شهستان»، «تورش»، «توریس»، «تورژ»، «داوریژ» و غیره فراوان یاد کرده ‏اند. باید توجه داشت که “تبرمیس” “Thebarmais” با اسم “تورژ” مشتبه نشود چرا که “تبرمیس” شهری بوده در “گنزکا” و هراکلیوس امپراطور دوم روم در سال ۶۲۳ میلادی پس از ویران ساختن گنزکا، شهر تبرمیس و آتشکده‏ آن را طعمه حریق ساخت (مینورسکی، ۱۳۹۴: ۳۶). همچنین اکتشافات انجام شده در طی سال‌های ۱۳۸۰ در سایت موزه عصر آهن در حوالی مرکز تبریز نشان از وجود تمدنی در محل کنونی شهر تبریز در هزاره اول و دوم قبل از میلاد دارد. این شهر در طول تاریخ چندین بار به عنوان پایتخت حکمرانی پادشاهان مختلف انتخاب شده‌ است. از جمله نخستین این موارد پایتخت حکمرانی یکی از فرماندهان اسکندر مقدونی بنام آتروپات بوده است و سنگ بنای تبریز کنونی به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد. مقاله زیر توضیح تاریخچه‏ ای از شکل‏ گیری تبریز از دوران باستان تا کنون در بستر آذربایجان می‏باشد.

  • تاریخ سیاسی

تاریخ سیاسی پیش از اسلام

آذربایجان منطقه ‏ای است که علت نامگذاری آن مرکز توجه بسیاری از محققان بوده و نظرات گوناگونی پیرامون این مطلب ارائه گردیده است. گروهی پیدایش این نام را به وجود آتش و آتشکده در این سرزمین می‌دانند. این گروه آذر را در زبان فارسی پهلوی به معنای آتش ‌‌می‌دانند و بر این باورند که در سرزمین آذربایجان باستان، آتشکده‌ها و تپه‌های خاکستر (کول) بسیاری وجود داشته اند. گروهی دیگر نام آذربایجان را ریشه در نام شخصی به نام آتروپات یا اتورپات پهلوی می‌دانند. با استناد به نوشته‌ی “استرابن”، جغرافی نگار شناخته‌شده‌ی یونانی که در دوره ی سلطنت اشکانیان زندگی می‌کرده است، آتروپاتس اجازه نداد سرزمین آتروپنته به زیر فرمان مقدونی‌ها برود؛ این فرد خود را پادشاه خواند و بر این سرزمین حکومتی مستقل کرد. هر دو باور ریشه‌ی این واژه را فارسی می‌دانند درحالی‌که نظریه‌ی دیگری این کلمه را ترکیبی ترکی می‌داند. “محمدحسین بن خلف تبریزی” در “برهان قاطع” داستانی این چنین روایت می‌کند: «گویند وقتی آغوز آن ولایت را گرفت صحرا و مرغزار اوجان که یکی از محال ولایت آذربایجان است او را خوش آمد و فرمود هر یک از مردم او یک دامن خاک بیاورند و آنجا بریزند و خود به نفس خود یک دامن خاک آورد و بریخت. تمامت لشکر و مردم هریک دامنی خاک بیاوردند و بریختند؛ پشته‌ی عظیمی به هم رسید نام ان را آذربایگان کرد». او آذر را در زبان ترکی به معنای بلند و بایگان را به معنای بزرگان و محتشمان معنا کرد. این نظریه از جانب کسروی رد شد و آن را افسانه‌ای بیش ندانست.
کاوش‌های باستان شناسی نشان از زندگی انسان در این سرزمین در دوران پارینه سنگی دارد اما اطلاعات کافی درباره‌ی ساکنان سرزمین ماد در این عصر بدست نیامده است. تا کنون نیز آثار قابل اعتمادی از عصر نوسنگی در خاک ماد دیده نشده است. اما به استناد مدارک باستان شناسی و حفاری‌ها، زندگی در دوره‌ی مس در سرزمین ماد وجود داشته است. قدیمی‌ترین لایه‌های گوی تپه در نزدیک ارومیه مربوط به دوره‌ی پایان هزاره‌ چهارم و اوایل هزاره‌ سوم قبل از میلاد می‌شود و بدین ترتیب می‌توان تمدن عصر مس در سرزمین ماد را سه تا دوهزار سال قبل از میلاد دانست. در اوایل هزاره‌ی نخست پیش از میلاد، سه کانون نژادی در آذربایجان و سرزمین‌های همجوار در این دوره زندگی می‌کرده‌اند: ۱٫ اقوام بومی که آسیانی نامیده می‌شدند. ۲٫ مردم سامی‌نژاد که به دلیل جنگ آشوریان به این منطقه کوچ کرده بودند. ۳٫ اقوام آریایی بخصوص مادی‌ها که به این منطقه آمده بودند. طوایف ساکن آذربایجان و اراضی همجوار آن در جریان رشد نیروهای تولیدی و تکوین طبقات، در ترکیب اتحادیه‌های طایفه‌ای متحد می‌شدند. نخستین دولت‌هایی که از همین اتحادیه‌ها در آذربایجان فرا روییدند عبارت بودند از دولت اورارتو، ماننا، ماد و آشور.
در طی حدود دو قرن و نیم تا سقوط هخامنشیان و ادامه‌ی مهاجرت ایلات مادی‌تبار به این سرزمین، عناصر مادی با سرعت بیشتری با طوایف محلی در هم آمیخته می‌شوند. پس از فتح قلمرو هخامنشیان توسط اسکندر و مرگ زودرس او، حکومت سلوکیان تشکیل شد. حکومت سلوکیان نتوانست بر ماد کوچک و آتروپات مسلط شود و این خطه توانست با چنگ و دندان از استقلال خود محافظت کند و تا حدی به پایگاه فرهنگ ایرانی و مزدایی تبدیل شود. تاریخ آتورپاتکان از سده‌ی اول قبل از میلاد مسیح تحت تاثیر مناسبات دولت اشکانی با امپراتوری روم قرار گرفت. خودمختاری آتوروپاتکان در دوران طولانی فرمانروایی اشکانیان نیز ادامه داشته و طبق مستندات تاریخی این منطقه پادشاهانی مستقل از دولت اشکانی برای خود داشتند.
در سراسر دوران فرمانروایی ساسانی، آذربایجان جزو قلمرو آن بوده و یکی از کانون‌های پرتحرک فعالیت‌ها مختلف اجتماعی-اقتصادی و سیاسی و نظامی به شمار می‌رفت. در دوران خسرو پرویز، به دلیل وجود آتشکده‌ی آذرگشتسب و نفوذ موبدان و مغان آذربایگان، این سامان از موقعیت خاصی برخوردار بود به گونه‌ای که قبل از پادشاهی خسرو پرویز و در جریان جنگ‌های داخلی، خسرو پرویز به این دیار پناهنده شده بود.
جنبش مزدکی به عنوان بزرگ‌ترین شورش تهیدستان شهری و کشاورزی است که در سال‌های ۴۹۴ تا ۵۲۹ قبل از میلاد مسیح رخ داده است. آذربایجان در زمان این جنبش از کانون‌های گرم فعالیت مزدکیان بود و حتی پس از سرکوبی نیز یکی از پناهگاه‌های مهم آن‌ها شد بسیاری از نجات‌یافتگان از قتل‌عام به این سرزمین روی آوردند. پس از شکست ساسانیان و فتح آذربایجان، مزدکیان در آذربایجان حضور داشتند برخی از دژهای خود را در مناطق آذربایجان، مخصوصا در قره‌داغ و دامنه‌های سبلان و طالش حفظ کردند. مزدکیان پس از اسلام خرمدینان نامیده شده‌اند.

تاریخ سیاسی پس از اسلام

پس از رواج اسلام و حمله‌ی اعراب به امپرواطوری ساسانیان در سال ۲۱ هجری قمری، آذربایجان نیز مورد تاخت و تاز اعراب قرار گرفت. در زمان فتح آذربایجان به‌دست مسلمانان در سال ۲۲ هجری قمری آن‌گونه که در کتاب فتوح (نوشته البلاذری) آمده‌است، توجه سپاه اعراب بیش‌تر متوجه شهر اردبیل بوده‌است و نامی از تبریز در فهرست شهرهایی که مرزبان پارسی از آن‌ها سربازگیری کرده بود، نیامده‌است. چنین پیداست که تبریز همان‌گونه که “فاستوس” بیزانسی اشاره‌ کرده‌ است، در قرن چهارم میلادی ویران شده‌ بوده و در زمان حمله اعراب قریه‌ای کوچک بیش نبوده‌است (مینورسکی، ۱۳۹۴: ۳۷). در سال ۱۱۲ هجری قمری در نبرد اردبیل، خزرها به آذربایجان روی آوردند اما در نهایت در سال ۱۱۳ هجری قمری به دستور خلیفه اموی، لشکریان عرب به آذربایجان آمدند و قوم خزر را از آذربایجان بیرون راندند. مردم آذربایجان با وجود پذیرفتن دین اسلام در برابر بیداد خلفای اموی و عباسی مبارزه می‌کردند که از آن جمله می‌توان به بابک خرمدین اشاره کرد. از اواخر قرن دوم به بعد به دلیل ضعف عباسیان، در آذربایجان نیز گردن‏کشانی به صحنه آمدند و داعی حکومتی مستقل داشتند و همین امر باعث هرج و مرج تا اوایل قرن سوم هجری در آذربایجان شد. کسروی در کتاب «شهریاران گمنام» نخستین سلسه‌ای را که در این دوران با استقلال در آذربایجان حکمرانی کردند سالاریان (آل مسافر نیز نامیده می‌شدند) و شاخص‌ترین فرد آن‌را سالار مرزبان معرفی کرده است. این فرد شیعه مذهب، نه تنها مانع نفوذ عباسیان در این سرزمین شد بلکه با روس‌های متجاوز نیز مبارزه کرد. پس از ضعف سالاریان، روادیان در جنوب و شدادیان در شمال ارس به قدرت رسیدند. روادیان تبریز را به عنوان پایتخت خود انتخاب کردند و با سکونت مردم، این شهر به تدریج به سوی آبادی حرکت کرد. خاندان ازدی از قبایل معروف یمن به رهبری رواد ازدی که در زمان متوکل عباسی در آذربایجان حکومت می‏کرد دور تبریز را بارو کشیدند. در سال ۲۲۴ هجری قمری/ ۸۳۹ میلادی، اولین زلزله‏ شدید در تبریز اتفاق افتاد و این شهر توسط روادی‏ها بازسازی شد ولی عمران تبریز به علت دست به دست شدن حکومت آن ادامه نیافت.
در سال ۴۳۴ هجری قمری/ ۱۰۴۲ میلادی، تبریز دچار دومین زمین لرزه‌ی شدید تاریخ خود شد که باعث ویرانی کامل بناها گردید و طبق روایت‌های تاریخی چهل یا پنجاه هزار تن از ساکنین آن جان باختند. امیرابومنصور پادشاه وقت تبریز که از این زلزله جان سالم به در برد به بازسازی دوباره‌ی شهر پرداخت. او با کمک همسایگان کرد خود نخستین حمله‌ی ترکمان‌های غز (سلجوقیان) را دفع کرد اما در نهایت در سال ۴۴۶ هجری قمری/۱۰۵۴ میلادی تسلیم طغرل سلجوقی (اولین پادشاه سلجوقیان) شد و از آن پس روادیان به عنوان دست‌نشاندگان سلاجقه حکومت کردند. جشن ازدواج طغرل و دختر خلیفه نزدیک تبریز انجام شد و سلطان محمود از سلاجقه عراق در تبریز اقامت گزید. از این دوران به عنوان دوران شکوفایی آذربایجان نام می‌برند. افرادی چون بوعلی سینا، خطیب تبریزی، مسعود بن نامدار و قطران تبریزی حاصل این دوران بوده‌اند. ناصر خسرو در سال ۴۳۸ هجری قمری، مساحت تبریز را ۱۴۰۰در۱۴۰۰ گام نوشته که به نظر نمی‏رسد متجاوز از یک کیلومتر مربع باشد (مینورسکی، ۱۳۹۴: ۴۰). با تاسیس بزرگترین امپراطوری پس از اسلام، ترکان سلجوقی جایگاه مهمی را در تاریخ اسلام و ایران به خود اختصاص داده‌اند. در دوران حکومت آلپ ارسلان (فرزند طغرل) و پسرش ملک شاه، قدرت این حکومت در اوج خود بود به گونه‌ای که رومیان را شکست دادند و عراق، گرجستان، ارمنستان، آسیای صغیر و شام را از آن خود کردند. در این دوران، آذربایجان و بخصوص شهر تبریز بسیار آباد بوده است.
پس از گسترش حکومت سلاجقه، ملک‌شاه کشور را به ایالت‌های مختلفی تقسیم کرد و هر کدام از این ایالات را به شاهزادگان و امرا یا اتابکان سپرد و به دلیل دوری از اصفهان (پایتخت آن دوره) به تدریج هر کدام از این حاکمان داعیه‌ی حکومت مستقل کردند. “آتا” در ترکی به معنای پدر و “بیگ” به معنای بزرگ و در ترکیب به معنای “ادب‌آموزنده کودک” است. سلاطین سلجوقی فرزندان خود را برای تربیت و مراقبت به یکی از امرای درباری یا لشکری و مورد اعتماد می‌سپردند و این فرد لقب اتابک می‌گرفت. اتابک در دوران طفولیت شاهزاده، مسئولیت حکومت ایالتی را نیز بر عهده داشت. پس از افزایش انحطاط در دولت آل سلجوق، این امرای اتابک صاحب قدرت و نفوذ شدند و حکومت‌هایی را در ایران برای خود با همین نام تاسیس کردند. یکی از این حکومت‌ها، سلسله‌ی اتابکان آذربایجان بود که از بازماندگان ایلدگز بودند که ۹۱ سال طی سال‏های ۵۳۱ تا ۶۲۲ هجری قمری/ ۱۱۳۷ تا ۱۲۲۵ میلادی بر آذربایجان حکومت کردند. در این دوران، بسیاری از شهرهای آذربایجان همچون تبریز، اردبیل، ارومیه و خوی محل مناسبی برای زندگی به حساب می‌آمدند و استحکام‌ یافته بودند.
در زمستان ۶۱۸ هجری قمری/ ۱۲۲۱میلادی، مغولان به آذربایجان و قفقاز لشکر کشیدند و پس از فتح گنجه، قفقاز و اردبیل، به تصرف تبریز پرداختند. “اتابک وزبک”، حاکم تبریز گریخت و مردم به کمک “شمس‌الدین طغرایی” از شهر دفاع کردند و در نهایت مغول‌ها از هجوم به شهر منصرف شده و به دریافت مبلغ زیادی از تبریزیان اکتفا کردند. پس از “چنگیز”، “هولاکوخان” برادر چنگیز، مامور تصرف مجدد مستملکات مغولان در آسیای غربی شد چرا که پس از چنگیزخان این استیلا تا حدی ضعیف شده بود. او تمامی مقاومت‌ها را در هم شکست و در نهایت هولاکوخان، حکمرانی ایران، عراق و آناطولی را در سال ۶۵۴ هجری قمری/ ۱۲۵۶ میلادی به دست گرفت و به لقب ایلخان دست یافت و حکومت ایلخانیان تاسیس شد. با وجود جنگ و نابسمانی داخلی، این دوره یکی از دوران پررونق تاریخ ایران به شمار می‌رود. جانشینان هولاکو به اسلام گرویدند و تبریز و مراغه به عنوان پایتخت این حکومت، مرکز علم و دانش شدند. تبریز نام دارالسلطنه گرفت. به دلیل ارتباط مغول‌ها با فرهنگ‌های مختلفی چون اروپا و چین، ایران از لحاظ فکری، بازرگانی و هنری دچار تغییرات بسیاری شد. زیباترین آثار معماری این دوره شامل ارک بزرگ تبریز، گنبد سلطانیه، مسجد جامع مرند و گنبدهای متعدد در مراغه است.
پایان امپراطوری ایلخانان در ایران به فترتی منجر شد که قدرت را تضعیف نمود و نیروهای مختلفی را برای اعمال قدرت در دولت وارد صحنه کرد. تا زمان یورش تیمور، این قلمرو تحت سلطه‌ی امارت‌نشین‌های کوچک رقیب قرار گرفت که از میان آن‌ها فقط دو طایفه‌ی ایلکانینان یا ‌آل جلایر و چوپانیان بر آذربایجان حکومت کردند. پس از این دوره و در آشوب و هرج و مرج موجود، امیر تیمور گورکانی که ادعا می‌کرد از دودمان چنگیزخان است وارد عرصه شد و امپراطوری عظیمی برپا کرد که بلافاصله پس از مرگش از بین رفت. او در هر سه لشکرکشی خود به ایران به آذربایجان آمد و دربار خود را در تبریز مستقر کرد. با وجود خونریزی‌هایی که کرد بسیار به هنر علاقه داشت.
پس از درگذشت تیمور، قرایوسف قراقویونلو به آذربایجان حمله کرد و پسر او را در سردرود به قتل رساند و در نهایت و پس از جنگ‌هایی، زمام امور آذربایجان و قسمت‌هایی از شمال‌غرب ایران به جهانشاه قراقویونلو رسید و این سلطنت سی ساله باعث استقلال این منطقه از سلسله‌ی تیموریان شد. از فعالیت‌های ادبی جهانشاه می توان به دیوان اشعار او اشاره کرد. مسجد کبود یا مظفریه از جانب خاتون جان بیگم همسر جهانشاه در کوی پسه کوشک تبریز و در سال ۸۷۰ هجری قمری/ ۱۴۶۵ میلادی بنا شد که به فیروزه‌ی اسلام شهرت یافت. شاید ظهور فرقه اهل الحق دردو محله‏ سرخاب و چرنداب تبریز، در زمان جهانشاه بوده باشد (مینورسکی، ۱۳۹۴: ۵۳). جهانشاه پس از آنکه به سوی اوزون حسن، حکمران قوی‌پنجه ترکمنان آق‌قویونلو تاخت از او شکست خورد و در سال ۸۷۳ هجری قمری/ ۱۴۶۸ میلادی کشته شد. اوزون حسن بایندری منقرض کننده‏ قرا‏قویونلوها، از سلاح گرم استفاده نموده، معلمان ونیزی را برای آموزش به کار برد و سلطان محمد ثانی عثمانی از وی می‏ترسید. تبریز به دست جانشینان وی عمران و آبادی بیشتر را تجربه کرد و از آثار ساخته شده در این دوران می‏توان به کاخ هشت بهشت و ساخت یک مسجد و بیمارستان کنار کاخ اشاره کرد. آق ‏قویونلوها برخلاف قراقویونلوها از تیموریان حمایت می‌کردند و در نهایت نیز توانستند با قدرت خود قراقویونلوها را شکست دهند و حکومت خود را در سراسر ایران و عراق بگسترند.
در اوایل قرن دهم هجری، “شاه اسماعیل صفوی” با از بین بردن حکومت‌های محلی توانست ایرانی متحد بوجود بیاورد. او پس از شکست حاکم آق‌قویونلو در نخجوان در سال ۹۰۷ هجری قمری/ ۱۵۰۱ میلادی، باشکوه فراوان وارد تبریز شد و خود را شاه نامید. او مذهب شیعه را مذهب رسمی ایران اعلام کرد و سلطنتی مستقل را بر ایران آغاز نمود. استقرار سلسله صفویه در تبریز تاثیر بسیار زیادی بر توسعه هویت مردم گذاشت. در این دوران ۱۲۰۰ واژه‌ی آذربایجانی وارد زبان فارسی شد که غالبا نظامی و دولتی بودند. شاعرانی چون ملامحمد فضولی از نوابغ این دوران محسوب می شود. دوران حکومت شاه طهماسب صفوی در آبادی تبریز بسیار مهم بود و ساختمان‏های مهمی چون مسجد جامع و مسجد سلطنتی صاحب آباد در این دوران ساخته شدند. در دوران همین حکومت بود که تبریز برای چندمین بار و در سال ۱۱۳۴ هجری قمری/ ۱۷۲۲ میلادی، دچار زلزله‌ای سهمگین شد و تعداد زیادی از اهالی این شهر بر اثر این فاجعه‌ی طبیعی کشته شدند. این سلطنت باشکوه نیز در نهایت در دوران سلطنت شاه سلطان حسین با هجوم افغان‌ها به اصفهان در سال ۱۱۳۵ هجری قمری/ ۱۷۲۳ میلادی، به کار خود پایان داد. تبریز در این دوران با وجود ویرانی حاصل از زمین‌لرزه، در برابر حمله‌ی عثمانی‌ها که از اوضاع نابسمان ایران سواستفاده کرده بودند، مقاومت مردانه‌ای از خود نشان دادند به گونه‌ای که عثمانی‌ها نتوانستند شهر را تصرف کنند.
با سقوط اصفهان، پایتخت صفویان و تسلط افغانیان بر ایران، هرج و مرج شدیدی سراسر ایران را فرا گرفت. عثمانی‌ها و روس‌ها نیز در این آشفته بازار به مناطق مختلف آذربایجان تعرض کردند و بخش‌هایی از آن را نیز تصرف نمودند. در این شرایط، “نادر قلی افشار” از میان توده‌ی مردم به پاخواست و توانست ایران را از چنگال اشغال‌گران نجات دهد. او پس از اینکه تاج پادشاهی را در سال ۱۱۴۸ هجری قمری/ ۱۷۳۵ میلادی بر سر نهاد، برادرش، “ابراهیم خان ظهیرالدوله” را به حکومت آذربایجان منصوب کرد و آذربایجان را یکپارچه نمود. حکومت افشاریه با مرگ نادرشاه در سال ۱۱۶۰ هجری قمری/ ۱۷۴۷ میلادی، به دست دو تن از برادرزادگانش سپرده شد که چندان نپایید و در نهایت با حکومت نیم قرن نوه‌اش شاهرخ در خراسان به اتمام رسید. با وجود از بین رفتن شکوه سلطنت افشاریه پس از مرگ نادر، ایران در آرامش نسبی به سر برد.
سال‌های پس از قتل نادر شاه تا آمدن عباس میرزا نایب‌السلطنه به تبریز به عنوان حکمران آذربایجان را دوران خان‌نشینی نامیده‌اند. در این دوران حکمرانان این خطه به صورت مستقل یا نیمه‌مستقل حکومت کردند. این دوران با حاکمیت “نجفقلی‌خان دنبلی” آغاز شده و با حکومت فرزندش “خداداد خان” ادامه‌ می‌یابد. در دوران چهل ساله‌ی حکومت “نجفقلی خان”، زمین لرزه‌ی مهیبی در سال ۱۱۹۳ هجری قمری/ ۱۷۷۹ میلادی شهر تبریز را ویران و تعداد زیادی از اهالی را از پای درآورد. او پس از زلزله، هشت دروازه در اطراف تبریز بنا می‌کند. پس از پایان دوران خان‌نشینی و استقرار سلطنت قاجاریه که بیش از یک قرن تداوم یافت، “آغا محمدخان قاجار” به آذربایجان بارها حمله کرد. در دوران قاجاریه، ایران تحت عنوان ممالک محروسه ایران اداره می‌شد و ایالات مختلف دارای اختیارات داخلی بودند. تبریز در این عهد به عنوان شهر ولیعهدنشین، کانون سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران محسوب می‌شد. “عباس میرزا” در سال ۱۲۱۴ هجری قمری / ۱۷۹۹ میلادی شخصاً با “احمدخان مقدم مراغی”، بیگلربیگی به تبریز آمد (مینورسکی، ۱۳۹۴: ۶۴). عباس میرزا در دوران ولیعهدی خود اقدامات شایسته‏ بسیاری در عمران تبریز انجام داد که از آن جمله می‏توان دایر کردن قورخانه، کارخانه‏ توپ ریزی و مخازن مهمات و مغازه، تاسیس چاپخانه و اشاعه‏ علوم و فنون متداول عصر اشاره کرد. پس از عباس میرزا، دوران ولیعهدی “ناصرالدین شاه” و مظفرالدین شاه نیز در تبریز گذشت. نتیجه‌ی خفت‌بار جنگ‌های ایران و روس و تقدیم‌کردن ۱۷ ولایت زرخیز آن سوی ارس به روسیه تنها بخشی از ناکارآمدی‌های این سلطنت را نشان می‌دهد. بی‌کفایتی شاهان قجر، فقر و بی‌عدالتی از سویی و روحیه‌ی تجدد خواهی و اصلاح‌طلبی از سویی دیگر، ایران را به سوی دوران مشروطیت پیش برد.
در نتیجه‌ي مشروطیت‌خواهی ایرانیان علی‌الخصوص مردم آذربایجان و تبریز و مقاومت فراموش‌نشدنی‌شان در مقابل استبداد، “محمدعلی‌شاه” قدرت خود را از دست داد و ایران صاحب مجلس و پارلمان گردید. موقعیت جغرافیایی تبریز و همجواری این شهر با قفقاز و آذربایجان موجب شد این شهر با مفاهیم مدنی و تجدد پیش از سایرین آشنا شود و به این ترتیب اولین‌های بسیاری را در این دوران از آن خود کند. اولین چاپخانه‌، اولین نمایشنامه‌نویس، ‌اولین داستان‌نویس کودکان و اولین دبستان تنها بخشی از این دوران طلایی تبریز است. نقش تبریز و مبارزات مردم این شهر به کمک ستارخان و باقرخان و تشکیلات منضبطی که به رهبری علی مسیو به نام “مرکز غیبی تبریز” اداره می‌شد نقش چشمگیری در شکل‌گیری مشروطیت و محافظت از آن را داشت. با آغاز به کار نخستین شورای مردمی ایران در سال ۱۳۲۴ هجری قمری/ ۱۹۰۶ میلادی با نام “انجمن ایالتی آذربایجان” سنگ بنای جامعه‌ی مدنی در تبریز شکل گرفت. اقدامات این انجمن با ایجاد ارتباط با آزادی‌خواهان شهرها و ممالک دیگر، پس از بمباران مجلس و دستگیری عده‌ای از مشروطه‌خواهان افزایش یافت و به گونه‌ای جانشین مجلس شورای ملی گردید.
با پایان یافتن دوران حکومت قاجار به دست رضاشاه پهلوی و بر تخت نشستن وی در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی/ ۱۹۲۶ میلادی، امنیت در تبریز مثل سایر شهرهای ایران برقرار شد. محمدرضا پهلوی پسر رضا شاه، در سال ۱۳۲۰ طی کودتا قدرت گرفته و جانشین پدر خود شد. طی سال‏های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ هجری شمسی/ ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۷ میلادی که مصادف با جنگ جهانی دوم می‏باشد، حوادث ناگواری در اثر این حادثه در تبریز رخ داد ولی از سال ۱۳۴۰ هجری شمسی/ ۱۹۶۲ میلادی به بعد، برنامه‏ ی عمرانی تبریز مثل سایر شهرهای ایران ادامه یافت و کارخانجات فراوانی همچون ماشین ‏سازی، تراکتورسازی، دیزل ‏سازی احداث و تاسیسات جدید آب و برق در تبریز راه ‏اندازی شد.
اخیراً طی تحقیق و ارزیابی انجام شده توسط سازمان ملل متحد، شهر تبریز به عنوان بهترین شهر برای زندگی در ایران شناخته شد که عواملی چون خطوط هواپیمایی پیشرفته، طبیعت زیبا و بکر، غذاهای لذیذ، مساجد زیبا، ابنیه ‏های تاریخی، میراث فرهنگی غنی و… در کسب این رتبه موثر بوده است. بدین سان، تبریز در جذب سرمایه ‏های داخلی و خارجی در میان هشت کلان‏شهر کشور، رتبه‏ اول را کسب کرده و همچنین سازمان بهداشت جهانی تبریز را به عنوان بهداشتی‏ ترین شهر ایران معرفی کرده است. تبریز با قدمت کهن و تمدنی غنی، داشتن بزرگترین بازار سرپوشیده‏ جهان، مهد سرمایه‏ گذاری و تجارت داخلی و بین‏ المللی بودن، کسب مقام اول در بخش جذب سرمایه‏ گذاری خصوصی، ساخت ساختمان‌های مدرن و زیبا، انتخاب شدن به عنوان بهترین شهر برای زندگی، انتخاب به عنوان امن‏ترین و پاک‏ترین شهر، خواهرخواندگی با چندین شهر خارجی، عنوان نخستین پایتخت تشیع در جهان اسلام، داشتن آثار تاریخی و گردشگری فراوان، صنایع‌دستی غنی و … از مهم‏ترین شهرهای پنجاه سال معاصر تبریز می‏باشد.

فهرست منابع:
بهمنش راد، جواد. ۱۳۸۹٫ در جستجوی هویت شهری تبریز. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
رئیس ‏نیا، رحیم. ۱۳۷۹٫ آذربایجان در سیر تاریخ ایران. سه جلدی. تهران: انتشارات مبنا.
سردارنیا، صمد. ۱۳۸۶٫ سیری در تاریخ آذربایجان. تبریز: انتشارات اختر.
کارنگ، عبدالعلی. ۱۳۷۴٫ آثار باستانی آذربایجان: آثار و ابنیه‏ی تبریز. جلد اول. تهران: انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.
نیکنام لاله، ایوب؛ ذوقی، فریبرز. ۱۳۸۹٫ تبریز در گذر تاریخ. چاپ دوم، تبریز: انتشارات یاران.
مینورسکی، ولادیمیر فئودوروویچ. ۱۳۹۴٫ تاریخ تبریز. تبریز: آیدین.
رهنمای شهسواری، ناصر. ۱۳۸۷٫ تبریز شهر کهن تاریخ. تبریز: ناصر رهنمای شهسواری.