زبان

فرهنگ را می ‏توان از زوایای متعددی همچون جامعه‏ شناختی، روانشناختی، فلسفی، تاریخی، هنری، اعتقادی و … مورد تحقیق قرار داد. آنچنان که از تعاریف انسان‏شناسان و مورخان برمی‏ آید فرهنگ «مقوله‏ ای کاملاً انسانی» است و در نوع ابتدایی‏ اش می‏تواند از میان اساطیر، فلسفه، دین، هنر و آداب یک جامعه‏ ی انسانی مورد مداقه قرار گیرد. فرهنگ را به مثابه‏ ی دستگاهی گسترده و منحصر به فرد که بشر در حل مشکلات مشخص و ویژه‏ ی فراروی خود از آن کمک می گیرد، در نظر می‏گیریم. برای درک فرهنگ یک منطقه، بررسی دو مقوله‏ ی هویت و زبان امری ضروری است. داشتن درکی درست از محرکه‏ ها، انگیزه ‏ها، عادات و رسوم و در مجموع کل واکنش جامعه‏ ی هدف نسبت به شرایط پیرامون خود، به مخاطب در تشخیص هویت فرهنگی یک شخص یا به طور کلی‏ تر، یک جامعه کمک می‏کند. از سوی دیگر، زبان به عنوان نماد ویژه ‏ای از هر فرهنگ، از این جهت اهمیت پیدا می‏کند که همراه با شناخت نحوه‏ ی تکامل ساختمان ذهنی و فکری بشر و با تکیه بر تقابل‏های دوتایی مطرح در زبانشناسی ساختاری می‏توان به ارتباط این دو در روابط اجتماعی پی برد. به بیان دیگر، برای آنکه انسان بتواند «تفهیم و تفاهم» کند، بایستی ساختمان ذهنش توانایی تمییز مفاهیم مثبت و منفی را داشته و آن‏ها را به مثابه ‏ی جفت‏های به هم پیوسته در اجرای روابط انسانی و اجتماعی خود پیاده سازد. به نظر می‏رسد که هویت یک جامعه بیشتر با زبان آن جامعه هویدا می‏شود؛ به این دلیل که با واکاوی زبان یک منطقه به لحاظ اتیمولوژی، رمز شناسی و … می‏توان به قدمت فرهنگ و تمدن آن جامعه پی برد(مصطفی، ۱۳۹۳: ۳۲-۲۶).

زبان کنونی آذربایجان، شاخه‏ ای منشعب از ترکی زبان‏های آلتائی است. «از ویژگی‏های عمومی این زبان ها می‏توان به جنبه‏ ی التصاقی یا پیوندی بودن آنها، توالی منطقی پیوندها، هماهنگی گروهی واکه‏ ها، کوتاهی واکه‏ ها، نبودن علامت جنس و تنوع افعال اشاره کرد» (خوش باطن، ۱۳۹۵: ۲۸-۲۶).

در زبان‏های التصاقی، علاوه بر ریشه‏ ی کلمات که از یک یا چند هجا تشکیل می‏ یابد، ادات پیوندی وجود دارند که دو وظیفه‏ ی مشخص را انجام می‏ دهند: گروه اول با پیوستن به آخر ریشه‏ ها کلماتی مستقل و جداگانه به وجود آورده و بر میزان گنجینه‏ ی لغات زبان می‏ افزایند و گروه دوم، ضمن الحاق به آخر کلمات و الفاظ به تصریف و حالت‏پذیری آنها در کلام کمک می‏ کنند. با ثابت ماندن ریشه و تغییرناپذیری ، تشخیص ریشه از ادات پیوندی به سهولت انجام می‏ پذیرد. الحاق پیوندها در این زبان‏ها ممکن است به صورت پیشوندی یا پسوندی انجام پذیرد. از این نظر، زبان‏های اورال-آلتای و از آن میان زبان‏های گروه ترکی و من جمله ترکی آذربایجانی جزو زبان‏های التصاقی پسوندی می باشند (همان، ۱۰۷).

توالی منطقی پیوندها به عنوان دیگر مشخصه‏ ی زبان ترکی عبارت است از اصل تقدم پیوند توصیفی بر تصریفی در ساختار کلمات. پیوندهای توصیفی وظیفه‏ ی مفهوم تازه بخشیدن بر کلمه را ایفا می‏کنند و در مقایسه با پیوندهای تصریفی که وظیفه‏ ی ارتباط کلمه را با سایر اجزای کلام فراهم می ‏سازند، به ریشه نزدیکترند(همان، ۱۰۸). به بیان دیگر، استقلال ریشه ‏ی فعلی به قوت خود و بدون تغییر باقی می‏ ماند (تبریزلی:۱۳۸۶، ۵۷).

هماهنگی و تطابق گروهی اصوات، دیگرمشخصه‏ ی بارز زبان‏های ترکی است. هر گونه تغییر و تبدیل صوتی در زبان، پیرو انضباط آوائیِ قاعده ‏مندی است که به کلمات و الفاظ، منظره‏ ی صوتی ویژه‏ ای می‏ بخشد. مثلاً yazacaqlar (خواهند نوشت) که در آن ریشه‏ ی فعل دارای واکه‏ ی /a/ است و تمامی پسوندهای بعدی همین واکه را دارا خواهند بود(خوش باطن، ۱۳۹۵: ۱۰۸).

کشدار نبودن واکه ‏های رایج در زبان های ترکی، دیگر مشخصه‏ ی این زبان‏هاست. منظور از کشیده بودن، اختلاف فاصله ‏ی زمانی مابین شروع و پایان تلفظ یه واکه است (همان،۱۰۹). به عبارت دیگر، هر آنچه که نوشته شود همان نیز خوانده می‏شود. این وجه تمایز بیشتر در سرایش و خوانش شعر خودنمایی می‏کند؛ چنانکه اگر کلام شعری بر طبق اصول و قواعد سروده شده باشد دیگر نیازی به کوتاه کردن و یا کشیدن سیلابی جهت به وزن درآوردن شعر و اجتناب از سکته‏ ی شعری نیست (تبریزلی، ۱۳۸۶: ۵۵).

از نقطه نظر دیگر، کلمات در زبان‏های ترکی فاقد جنسیت دستوری و حرف تعریف هستند. جنس هر اسم از مدلول آن تعیین می‏شود بر خلاف زبان‏هایی که در آنها اسامی به دو و یا سه گروه مذکر، مؤنث و یا خنثی دسته‏ بندی می‏ شوند (خوش باطن، ۱۳۹۵: ۱۰۹).

از نظر وسعت و تنوع افعال، زبان‏های ترکی جزو غنی‏ ترین زبان‏ها محسوب می‏ شوند. جالب توجه این است که انعطاف ‏پذیری افعال ترکی از نظر تصریفی مبتنی بر نظم و قاعده می ‏باشد (همان، ۱۱۰-۱۰۹).

علاوه بر اینها و صرف نظر از سایر ویژگی‏های عمومی گونه‏ های ترکی، می توان به با قاعده بودن دستور زبان‏های ترکی و عدم وجود استثناء در آنها اشاره کرد (همان، ۱۱۱).

 

منابع:

خوش باطن، حسین. ۱۳۹۵٫ ساختار زبان ترکی از دیدگاه رده شناسی. تبریز: اختر.

تبریزلی، علی. ۱۳۸۶٫ دیل و ادبیات. چاپ دوم. تهران: هنر جاوید.

مصطفی، سیروس. ۱۳۹۳٫ مَنتشا: ریشه یابی نمایش هایی از فولکلور آذربایجان. تهران: شرکت انتشارات سوره مهر.