عزاداری محرم در تبریز

اگر حمل بر اغراق نباشد، در ایران کمتر شهری را می‏توان سراغ گرفت که به خاندان عصمت و طهارت به خصوص به ساحت مقدس حضرت اباعبدالله ‏الحسین(ع) مانند تبریز و تبریزیان عشق و علاقه و ارادت داشته باشد. با انتخاب تبریز به عنوان پایتخت مذهب شیعه در دوران صفویه، رونق مراسم دینی در شهرهای آذربایجان به خصوص تبریز شدت و هیجان خاصی پیدا کرد. شعرای بزرگ ترک زبان کتاب‏های بی‏نظیری در مرثیه‏ خوانی و نوحه ‏سرایی نوشته و دسته‏ جات متعدد عزاداری حسینی به وجود آمدند.

ماه محرّم با اسامی «ماتم آیی» و یا «مَحَرَملیک» در نزد مردم محلی یاد می شود. به عنوان اولین ماه قمری و از ماه های حرام اسلامی، این ماه شاهد بزرگترین واقعه ی اندوه بار مسلمانان است. شهادت امام سوم شیعیان و یارانش در این ماه اتفاق افتاده است. همه ساله مردم برای عزیز نگه داشتن یاد امام حسین (ع) و یارانش مراسم هایی را تدارک می بینند. مراسم استقبال از عاشورا (دهم ماه محرم) از اواخر ذی الحجه شروع میشود و تا عاشورا و سپس تا اربعین ادامه می یابد. در قدیم، مراسم های محرم همراه با برخی اعمال مثل «باش یارماق» (سر شکافتن با قمه)، «جانی قیفیللی چیخارتماق» (قفل زدن بر بدن) و سایر خرافه گری هایِ در حقیقت ضررسان به جسم و مغایر با اصول اسلام همراه بود که در سال های اخیر با بالا رفتن سطح دانش عموم مردم و نیز نقش پررنگ رسانه های ارتباط جمعی تقریبا چنین مراسم هایی از صحنه‏ عزاداری ها کنار گذاشته شده اند.

نوحه ها و روضه‏ های محرّم در تبریز به زبان ترکی و نیز فارسی همراه با نوایی حزن انگیز خوانده می‏شوند و عزاداران سیاه‏پوشِ حسینی به نشانه‏ی ماتم بر سر و سینه و یا زانوی خود می زنند. در اول و آخر دسته، به تقلید از رسم گذشته که تعدادی چراغ زنبوری روشن می‏کردند، چند ژنراتور روشن می‏سازند و با آن مسیر دسته‏جات را روشن و نورانی می‏سازند. طبل ، پرچم و علم ها توسط هیئت های عزاداری تهیه می شوند و در طی مراسم عزاداری مورد استفاده قرار می گیرند. زن ها نیز همزمان با محرم وصَفَر با «خاطیر ساخلاماق» و نیز انواع آیین ها مثل «علی اصغر بشیگی» که در آن نوزادان شیرخوار را لباس سبز بر تن می کنند و مادران در آرزوی فرزند یا مادران در آرزوی شفا وسلامتی کودکانشان و هر کس بنابه آرزوی خویش با روضه‏ی آخوند میگریند و با نذر پول به ننوی تمثیلی حضرت علی اصغر طلب حاجت می کنند. همچنین، زنان با انواع مرثیه ها و انعام هایی مثل «خانیم رقیه سوفراسی»، «حضرت ابالفضل سوفراسی» اطعام داده و در این میان به عزای امام ویارانش نشسته و طلب حاجت می کنند.

 

دسته‏ جات شاه حسین گویان که به زبان محلی “شاخسی” خوانده می‏شوند و دسته‏جات وا حسین گویان که در زبان محلی “واخسی” خوانده می‏شوند، هر شب به محلات دیگر دعوت می‏شوند و وقتی وارد میدان محله می‏شوند، ریش سفیدان و معتمدان محل، به استقبال آنها رفته و در مقابل ایشان گاو و گوسفند قربانی کرده و اسپند دود می‏کنند.

 

نذری، شمع‏گردانی

از اعتقادات ریشه ‏دار مردم تبریز در ماه محرم، نیت نذرهای متنوع است که اگر نیت و خواسته و آرزوی آنان برآورده شد، نذر خود را ادا می‏نمایند، به این ترتیب همه جا احسان و اطعام برقرار می‏شود و غذاهای مختلف چون آش کشک که به زبان محلی «نَذیر آشی» یا «ایمام آشی» به معنای آش مخصوص امام خوانده می‏شود، حلوا، ساری شیله (شله‏زرد)، پلو، خرما، نان و شربت و … «احسان» داده می شوند.

در عصر روز تاسوعا برابر با نهم ماه محرم، شب هنگام، مردم با روشن کردن شمع در مساجد، یاد امام شیعیان را که هنوز به شهادت نرسیده و در تاریکی چادرها در فکر شهادت فردا بوده است، گرامی می‏دارند. برخی از افراد واقع‏بین در مورد مراسم شمع روشن کردن در مساجد شهر در شب عاشورا عقیده دارند که در روزگاران قدیم برای روشنایی مساجد و مکتب‏خانه‏های دایر در مساجد، وسایل روشنایی مانندامروز در دسترس نبود و مردم از شمع به عنوان نذری نیت می‏کردند و در صورت قبولی نذرشان به یادبود تاریک بودن خیمه‏های اهل حرم در صحرای کربلا، هرکس ۴۱ عدد شمع در ۴۱ مسجد شهر روشن می‏نماید. اذان ظهر عاشورا هنگامه‏ی شهادت امام حسین، تمامی پرچم ها و بیرق ها به حالت نیمه افراشته درمی‏آیند و «شَبِئه» خوانی شروع می شود و به تأثر از عاشورا در انتها خیمه ها آتش زده می شود. پس از اقامه‏ی نماز ظهر عاشورا، مردم به سمت خانه هایشان روان می شوند. علی رغم خستگی، چرت و خواب نیم روز ناپسند و قبیح است چرا که مردم بر این باورند شمرِ قاتل بعد از ظهر عاشورا را به استراحت پرداخته است.

عزاداری بازار، عرب ، عجم ، زنجیر

از دیرباز بازاریان تبریزی علاوه بر فعالیت های کلان اقتصادی، توانسته اند با فعالیت‌های سیاسی و مذهبی خود، نام این بازار را بارها در سطح جهان مطرح کنند که این موضوع را می توان در ایام ماه محرم به زیبایی لمس کرد؛ به طوری که با آغاز محرم پرچم های سیاه و سبز بر سردر حجره ها علم کرده و رنگ و بوی این بازار تاریخی را تغییر می دهند.

آنچه که بر زیبایی بازار تبریز می افزاید، عزدارای هیئت های اصیل محلات قدیمی شهر به سبک سنتی و مخصوص به خود است که همه ساله در ایام محرم به ترتیب محلات، با حضور در بازار عزاداری کرده و پرچم امام حسین (ع) را بالا نگاه می دارند.

محلات قدیمی و اصیل تبریز همچون قره آغاج، کوچه باغ، دَوه چی، شام غازان، مارالان و بیش از ۲۰ محله دیگر در بازار حضور می‏یابند و به سبک خود ندای لبیک یا حسین سر می‏دهند.

یکی از نکات جالب و قابل توجه عزاداری محلات در بازار، ترکیب منظم هیئت‏ها است؛ به طوری که هر محله، سه دسته عرب، عجم و زنجیرزن دارد که با ورود محله به محل عزاداری در بازار به ترتیب وارد بازارچه و تیمچه‏ها شده و عزادارای می‏کنند که غالبا در بازار مظفریه (بازار فرش فروشان) به کار خود پایان می‏دهند.

نخست دسته عرب با لباس هایی سر تا پا مشکی به سبک اعراب وارد بازار شده و با نظم و سبک خاص دو دستان خود را بر سینه هایشان می زنند، سپس دسته عجم که کت و شلوار بر تن دارند به صورت آرام و منظم با یک دست سینه زنان وارد می شوند. و در پایان زنجیرزنان آن محله، که غالبا دامن پوش هستند با زنجیرزنی بر کار محله در روز عزاداری خاتمه داده و هئیت ها به محله خود باز می گردند تا در مساجد عزاداری کنند.

از عزاداری در بازار تبریز می توان به عنوان یک نماد صحیح فرهنگ عزاداری در جامعه یاد کرد چرا که بازارها بعد از مساجد یکی از مناسب ترین مکان ها برای عزاداری هستند و پیر و جوان خالصانه در کنار همدیگر ندای یا حسین سر داده و عزاداری می کنند.

شَبئه چیخارماق ( شبیه خوانی یا تعزیه خوانی)

شبئه را می توان فراگیرترین تئاتر مردمی دانست. بر پایه ی واقعه ی عاشورا، این نوع از نمایش در میدان های بزرگ و تکیه ها اجرا شده و تا ساعت ها طول می کشد. در طول شبئه، داستان عاشورا شامل صحنه هایی از جنگ، به شهادت رسیدن امام و یارانش، عزاداری بازماندگان به تصویر کشیده می شود. جناح امام با رنگ سبز و جناح دشمن (شِمرپوشان) با نام «اشقیا» با رنگ قرمز در دکور و لباس مشخص می شوند. نقشها را با قیافه و گاه صدای تعزیه‌خوانان هماهنگ می کنند؛ مثلا امام‌خوان معمولا خوش‌صورت است و ریشی متناسب دارد. و یا اشقیا را از میان کسانی انتخاب می کنند که صدا و چهره‌ای خشن دارد.

 

داستان آوردن شیر بر سر جنازه ی امام حسین، اگرچه منبع تاریخی مستدلی ندارد اما در جریان شبیه خوانی، شیری بر سر بدن بی جان امام حاضر می شود تا در حرکتی نمادین جسد را از تاخت اسبان دشمن مصون دارد. نقل است که در زمان مشروطه و ایام محرم، دوه چی ها که در مقابل جبهه ی امیره قیز و ستارخان قرار گرفته بودند در طی مراسم تاسوعا، شیری را به میان دسته ی عزاداری در بازار آورده بودند. مردی را پوست شیر پوشانده و بر روی تختی با خود گردانده و چنین می خواندند: « ای شیر یئتیش بوگون هرایه/ امداد ائله آل مصطفایه» (ای شیر! امروز به فریادمان برس/ و به امداد آل مصطفی بیا). دوه چی ها به شیوه ی هرساله از این شیر به منظور گردنکشی و خودنمایی در برابر مشروطه چی ها استفاده می کردند.

منابع:

آذربایجان ائل بیلیمی. ۷۱-۷۲-جی ساییلاری. آبان و آذر ۱۳۹۳٫

کسروی، احمد. تاریخ مشروطه. ۱۳۸۸٫ تهران: انتشارات هرمس.

 

مطالب مرتبط: