امام زاده سید حمزه

امامزاده سید حمزه‌ در “محله‏ سرخاب”‌ تبریز، در محل‌ تقاطع‌ خیابان‌ ثقه‏ الاسلام‌ و “بازارچه‏ سید حمزه”‌ قرار دارد و در گذشته‌ از شکوه‌ و عظمت‌ زیادی‌ برخوردار بوده‌ است‌. روضه‏ دوم “روضات‌ الجنان‌ و جنات‌ الجنان‌”، شکوه‌ و زیبایی‌ و بلندی‌ بنا را تعریف‌ کرده‌ و گنبد و عمارت‌ مقبره‌ را “از کمال‌ ارتفاع‌ با آفتاب‌ برابر” ستوده‌ است‌ .”سید حمزه‌” از فرزندان “امام موسی کاظم”، که‌ در دربار “غازان‌ خان”‌ از جایگاه‌ ویژه‏ ای‌ برخوردار بوده‌، در سال‌ ۷۱۴ هجری قمری به‌ دست‌ مغولان‌ کشته‌ شد و در بنایی‌ که‌ “میرزا ابوطالب‌” وزیر آذربایجان در همان‌ سال‌ بر آرامگاه‌ وی‌ احداث‌ کرده،‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. مرحوم “سیّد جعفر آل بحرالعلوم” در کتاب “تحفة العالم” مى‏نویسد: “و فى تبریز مزار عظیم ینسب الى حمزة بن موسى ” یعنی “در شهر تبریز زیارتگاه با عظمت پسر امام موسى کاظم منسوب است”. “نادر میرزا “در “تاریخ و جغرافی دارالسلطنه‏ تبریز” می‏نویسد: “بقعه‏ مبارکه‏ سید حمزه در کوی سرخاب است که زیارتگاه تمامی مردم شهر است و این بقعه در وسط این کوی است”.

آنچه‌ امروز از بقعه‌ سید حمزه‌ باقی‌ مانده‌ است، صحن‌ نسبتاً وسیعی‌ است‌ که‌ در سمت‌ جنوب‌ آن‌، مقبره‌ قرار گرفته‌ و در سمت‌ شرق‌ و شمال‌ آن‌، حجرات ‌و مدرسه‏ هایی است‌ که‌ از ده‏ها سال‌ پیش‌ متروک‌ مانده‌ و به‌ امانتگاه‌ اموات‌ تبدیل‌ شده‌ و در تعمیرات‌ سال‏های‌ ۱۳۳۳ و ۱۳۳۴ هجری شمسی که‌ از محل‌ اوقاف‌ ظهیریه‌ به‌ عمل‌ آمده‌، دوباره‌ به‌ حجره و اقامتگاه‌ طلاب‌ علوم‌ دینی‌ تغییر صورت‌ داده‌ است‌. این‌ بقعه‌ گنبد بلندی‌ دارد. طاق‌ زیرین‌ گنبد آیینه‌کاری‌ شده‌ و بر دور آن‌ کتیبه‌هایی‌ که‌ مشتمل‌ بر تاریخ‌ می‌باشد نوشته‌ اند.

این مقبره دارای نقاشی دیواری از دوران قاجار است که نقوش متعددی از گل و پرنده تا حالات انسانی را به نمایش می‏گذارد. این نقاشی‏ها امروزه در دو بخش عمده‏ از امامزاده شامل ایوان ورودی و محراب بر جای مانده ‏اند و سایر نقاشی‏ها از جمله نقاشی‏های درون گنبد به دلیل فرسودگی شدید، در مرمت اخیر که در سال ۱۳۸۰ هجری شمسی انجام گرفت با تزیینات آینه‏ کاری پوشانده شدند. اغلب نقوش تصویر شده بر دیوارهای امامزاده و علی‏ الخصوص محراب، نقوش تزئینی نباتی و گل و بوته است و دلیل آن اعتقاد به توحید و خالق یکتا در اندیشه اسلامی می‏باشد و هنرمند مسلمان فقط در موارد خاص از نقوش انسانی بهره برده است و گویی نقوش تجریدی تزئینی را برای تقدس بخشیدن به هنر خود ترجیح می‏داده، از آن لذت می‏برده است.